1) نهادن نام نیکو برفرزند

2) انتخاب دایه ای که از لحاظ جسمی و روحی متعادل و سالم باشد

3) آغاز تربیت اخلاقی بلافاصله پس از شیر گرفتن

4) دورنگهداشتن فرزند از دوستان ناباب ، عادات نکوهیده و کارهای زشت

5) محروم نکردن دایمی کودک از آنچه مورد تمایل اوست

6) تحمیل نکردن چیزهایی که کودک از آن تنفر دارد

7) فرستادن کودک به مکتب درسن شش سالگی

8) محشور کردن کودک با اطفال خانواده های نجیب

9) ایجاد رقابت سالم بین فرزندان و فرزندان دیگر

10) تشویق به ادامه تحصیل تا سن 14 سالگی . البته تا این سن نباید تمام وقت او صرف تحصیل شود بلکه قسمتی از آن باید به ورزش و بازی اختصاص یابد

11) همین که هنری آموخت و توانست از طریق آن امرار معاش کند برپدر لازم است لورا متاهل و محل زندگیش را جدا کند.

برنامه تحصیل طفل را در مکتب چنین می داند : قرآن ، اشعاری که متضمن آداب شریف و مکارم اخلاقی باشد ، ورزش ، هنر ، پیشه و هرچه برای آموختن هنر و پیشه ضرورت دارد و تاکید می کند که ذوق و شوق کودک در انتخاب هنر و پیشه باید رعایت شود.

به اعتقاد اومعلم باید ، با دین ، درستکار ، خردمند ، پاکیزه و موقر باشد و روش تعلیم و تربیت کودکان و تهذیب اخلاق آنان را بداند و بتواند کودکان را از جنبه های مختلف بشناسد ، قریحه آنان را بسنجد و هوش ایشان را بیازماید .

در روش تعلیم و تربیت ، ابن سینا عقیده دارد که معلم باید کودک را گاهی تشویق و گاهی اهدید کند و چنانچه این عمل نتیجه نداد از نتبیه استفاده کند . وی اعتقاد دارد که معلم به هنگام تدریس بایستی رویه ای معتدل داشته باشد ، یعنی نه خود را چنان وانمود کند که کودک جرات سوال کردن نداشته باشد و نه چنان باملایمت و آرامی رفتار کند که کودک جسور و دلیر شود و به مطالب او توجهی نشان ندهد.

ابن سینا شش نوع تعلیم و تربیت را به شرح زیر بیان می دارد :

1-     تعلیم ذهنی ، که در آن آموزگار یک موضوع کلی را برای شاگردان بیان می سازد و از آن موضوع کلی امرمجهول را معلوم می کند ، مانند شرح دادن علت شکست حوض درزمستان

2-     تعلیم صناعی ، یعنی آموختن طرز به کارگیری و استفاده از ابزار و آلاتی که برای هرصنعتی ضروری است ، مانند مته ، رنده و اره درودگری

3-     تعلیم تلقینی ، که برای یادگرفتن از راه تلقین به کارگرفته می شود ، مانند تمرکز دادن حواس و تکرار اشعار برای حفظ کردن آنها

4-     تعلیم تادیبی ، آموختن عادات پسندیده و نیک از راه  پند و اندرز

5-     تعلیم تقلیدی ، که در آن شاگرد سخنان آموزگار را بی درنگ و بدون دلیل می پذیرد . ناگفته نماند که معلم رفتارش باید به نحوی باشد که مورد اعتماد قرار گیرد تا این نوع تعلیم امکان پذیر شود.

6-     تعلیم تنبیهی ، آگاه ساختن شاگرد از رموز و علل و آثار و حوادثی که روزانه مشاهده می کند ، مانند علت سقوط اجسام یا چشمک زدن ستاره ها یا نزول باران

 

منبع : تاریخ آموزش و پرورش در اسلام و ایران ، دکتر منوچهر وکیلیان